کتاب جان، معرفی و توزیع کتاب های جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

| |
۰ از ۵
(از ۰ نظر)
موجود

کتاب اسماعیل نذر آفتاب : خاطرات آزاده اسماعیل کریمیان شاددل

اسماعیل نذر آفتاب خاطرات آزاده اسماعیل کریمیان شاددل می باشد اسماعیل کودکی از یک روستای محروم از خراسان شمالی است که رد مسیر تحول اجتماعی برای خیز ش انقلاب قرار می گیرد و همراه می شود. به دفاع از سرزمین خود به پا می خیزد و در خیل عاشقان امام و وطن به جبهه می رود و در عملیات خیبر به اسارت در می آید. زندگی در اردوگاه موصل از او شخصی صبور می سازد که در این میان داشته های خانوادگی خود را نیز از دست می دهد.

تعداد
%11
قیمت:
100000 تومان
تخفیف:
%11
قیمت:
89500 تومان

اسماعیل نذر آفتاب نوشته اکرم صدیقی کلاته، از مجموعه آثار مکتوب حوزه هنری خراسان شمالی است که خاطرات آزاده اسماعیل کریمیان شاددل از دوران هشت سال دفاع مقدس و اسارتش در اردوگاه های دشمن بعثی را دربر دارد.

در این کتاب که به همت حوزه هنری استان خراسان شمالی منتشر شده بخشی از خاطرات آزاده سرافراز، اسماعیل کریمیان شاددل را از دوران کودکی‌اش تا روزگارش در زمان انقلاب و حضورش در جبهه و اسارتش اردوگاه‌های دشمن را می‌خوانید.

او متولد روستای گرف از استان خراسان شمالی (خراسان آن روزها ) ست. در کتاب به اوضاع اجتماعی -اقتصادی و حتی رفتارهای سیاسی در دهه ۳۰ به بعد را سعی شده در قالب در خاطرات دوران کودکی نوجوانی به نگارش در آید. تا برای خواننده امروزی کتاب معلوم شود انقلاب اسلامی ایران نتیجه چه رفتارهایی از وی رژیم پهلوی بوده است.

اسماعیل دوران دبیرستان را می گذراند که انقلاب می شود و با آن همراهی می کند. در تسخیر شهربانی بجنورد حضور دارد و سپس وارد بسیج می شود دوران آموزشی سختی را می گذراند و بالاخره به جنگ می رود. در عملیات های مسلم بن عقیل محرم و خیبر شرکت می کند که در نهایت در اسفند ۶۱ و عملیات خیبر در قالب گروگان یاسین در حالیکه فرمانده دسته بوده به همراه رزمندکان دیگر به اسارت در می آید. سعی شده خاطرات دوران اسارات زندگی گروهی – زنده نگه داشتن امید و غلبه بر مشکلات را در قالب خاطرات ایشان به نگارش دراید.

سر انجام همراه دیگر اسرا در مرداد ۶۹ به وطن باز می گردد و می بیند اتفاقات زیادی در جامعه افتاده و از جمله از دست دادن همسرش اما با این مشکلات هم کنار می آید و دوباره زندگی می کند.

گزیده ای از کتاب اسماعیل نذر آفتاب :

غروب چهارم اسفندماه شصت و دو بود و در حالی که از دو دست و پای چپ تیر خورده بودم و به شدت احساس ضعف می‌کردم، همراه بقیه بچه‌ها، به دست عراقی‌ها افتادیم و اسارت، با تمام هیبتش روی سرمان آوار شد. مرتب یاد جملهٔ پدرم می‌افتادم که می‌گفت تو نذر امام حسین هستی و باید در راه او بروی. سرنوشت نامعلومی در انتظار ما بود. خودم را به امام حسین سپردم و تسلیم سرنوشت شدم.

عراقی‌ها، من و تعدادی از بچه‌ها که در مجموع حدود ۶۰ نفر می‌شدیم و اکثر ما زخمی بودیم جز تعداد اندکی که شاید ۱۰ – ۱۵ نفر بیشتر نبودند، زخمی بودیم، همگی را به اسارت گرفتند. در این لحظه‌ها بسیار خوشحال بودند از اینکه توانسته‌اند این تعداد اسیر بگیرند. حتی مجروح‌ها را هم جمع می‌کردند.

مجروحان را به وسیله برانکار بلند کردند. در مسیر کانال‌ها، عراقی‌ها داخل کانال آب شدند تا ما را از کانال‌های آب عبور دهند. عراقی‌ها تا گردن توی آب بودند و ما را روی دست عبور می‌دادند و همین که همه را از این موانع عبور دادند، سوار خودروها و نفربرهای زرهی کردند. آن هم به صورت خیلی فشرده و روی هم، روی هم. ما که مجروح بودیم و حدود پنج نفر، همگی‌مان را روی نفربر زرهی انداختند.

وقتی نفربر حرکت کرد، من که قدرت نداشتم اعضای بدنم را حرکت دهم و نمی‌توانستم تعادل خودم را حفظ کنم، سُر می‌خوردم؛ بالا و پایین می‌شدم و گاهی به این طرف و آن طرف، لیز می‌خوردم. اگر کسی توان داشت، کمک می‌کرد تا کناری‌اش به پایین پرت نشود. همین‌طور که درازکش افتاده بودم، گاهی اوقات احساس می‌کردم سرم روی شنی نفربر لیز می‌خورد و هر لحظه فکر می‌کردم الآن است که به پایین پرت شوم و زیر چرخ شنی نفربرها بروم و خمیر شوم.

مشخصات کالا
وزن 500 g
نویسنده

اکرم صدیقی کلاته

ناشر

سوره مهر

تعداد صفحه

نوع جلد

شومیز / جلد نرم

شابک

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب اسماعیل نذر آفتاب : خاطرات آزاده اسماعیل کریمیان شاددل”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کالاهای مرتبط

رفتن به بالای صفحه

تمامی حقوق و مزایای این سایت متعلق به کتاب جان می باشد و هرگونه کپی برداری پیگرد قانونی خواهد شد.

مشاوره اسلامی کودک و نوجوان